همين تشنّجزدايياي که امروز در بحث سياست خارجي ما مطرح ميشود، مورد تأييد ماست. بايد تشنّجزدايي شود؛ اما تشنّج زدايي غير از اين است که کسي به آنها اعتماد پيدا کند؛ نه، او هم به ما اعتماد ندارد؛ ما هم به او اعتماد نداريم. کساني که در زمينه مسائل ديپلماسي فعّالند، کاملاً ميفهمندکه بنده چه عرض ميکنم.
اصلاً ميدان ديپلماسي، ميدان يک نبرد واقعي است؛ منتها نبردي که پشت ميز و با لبخند وبا گفتن صبح بخير و شب بخير انجام ميگيرد! وجود ارتباطات ديپلماتيک، هرگز نبايد به معناي اعتماد به دشمن تلقّي شود؛ نبايد اعتماد کرد.(۱)
(۱)ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام ۱۹تير۷۹
عزت: «الاسلام يعلو و لايعلى عليه»،«لن يجعل اللَّه للكافرين علىالمؤمنين سبيلا». ما نمىخواهيم عزتمان را با تكيه بر نژاد و ناسيوناليسم و حرفهايى كه متأسفانه همهى دنيا با تكيه به آنها دور خودشان يك حصار مىكشند، ثابت كنيم...ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ايمان توحيدى - كه خاصيت و شاخصهى تفكر اسلامى است - و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلايق الهى و لزوم خدمت به آنها قايليم. لذا ما هر قدرتى كه مىخواهد ابرقدرتى و تكبر و استكبار و فخرفروشى را در روابط خود با ملتهاى ديگر وارد بكند، رد مىكنيم.
...ملت ما بايد در روابط بينالمللى خوارى نبيند و اهانت نشود. هيچكس حق ندارد اهانت به ملت ايران را در كمترين برخورد با ديگران قبول كند...
حكمت، يعنى حكيمانه و سنجيده كار كردن. هيچگونه نسنجيدگى را نبايد در اظهارات ديپلماتيك و هرآنچه كه مربوط به سياست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همه چيز بايد سنجيده باشد. آدم نبايد هرچه به دهانش آمد، بگويد. بايد ملاحظه كنيم كه آيا اين سخن با موازين منطق و خرد منطبق است، يا منطبق نيست. اگر منطبق نيست، آن را كنترل كنيم. بايد حكيمانه برخورد كنيم. فقط در حرف زدن نيست؛ در معاشرتها و برخوردها هم بايد حكيمانه برخورد كرد. البته حكمت، به معناى نگفتن نيست.
كار را سنجيده انجام بدهيم. كارهاى نسنجيده انجام نگيرد؛ چون ضرر كار نسنجيده در اينجا، با ضرر كار نسنجيده فرضاً در ادارهى ثبت احوال فلانجا يا وزارت صنايع يا وزارت ديگر فرق مىكند. ضرر كار نسنجيده در اينجا، عميقتر و عموميتر و چشمگيرتر و نقدتر است.
و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نيست، كه اگر ما اين اقدام را كرديم، ممكن است برايمان گران تمام بشود. نه، گران هم كه تمام بشود، مگر ما كه هستيم؟ اگر كارى به مصلحت كشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نيست،گو مباش،چه اهميتى دارد؟ مصلحت، يعنى مصلحت انقلاب، و اين مصلحت همهجانبه است؛ يعنى از رفتار شخصى ما - بخصوص شما - شروع مىشود.(۱)
(۱) ديدار با مسئولين وزارت امور خارجه،۱۸تير۷۰.
