بسمه تعالى
ج۱) اگر حفظ وحدت اقتضا مىکند، صحيح است.
ج۲) لازم نيست.

مرحوم سيد عباس موسوي شخص برجسته اي بود..
به نظر من، آنچه كه براى شهيد عزيزمان - آقاى سيّدعباس موسوى- پيش آمد، بهترين سرانجامى است كه براى يك مجاهد فىسبيلاللَّه ممكن است پيش بيايد. براى كسى كه در راه خدا تلاش مىكند، بهتر از اين نمىشود چيزى را فرض كرد.
مرحوم شهيد سيّدعباس موسوى شخص برجستهيى بود؛ ما فداكارى او را در صحنهى لبنان تجربه كرده بوديم...من آن روزهاى سخت و محنتبار درگيريهاى داخلى لبنان را فراموش نمىكنم كه ايشان اينجا پيش ما آمد و تقريباً هفت ساعت با ما در يك جلسه نشست، براى اينكه به نتيجهيى برسيم؛ و من مىديدم كه چهقدر ايشان پُرخروش و مهتم به مسائل مردم و مجاهدان بود. خداوند او را رحمت كند و با اوليايش محشور نمايد
اين مسئوليت امروز بر دوش شما برادر عزيز ماست..
اين مسؤوليت، امروز بر دوش شما برادر عزيز ما - آقاى سيّد حسن نصراللَّه- است. ما شما را هم با همان چشم نگاه مىكنيم و هميشه از صميم قلب دوست مىداشتيم و شايسته مىدانستيم.
خدا را بر اين انتخابِ خوب شكر مىكنيم و برادرانه عرض مىكنيم كه بار مسؤوليت خيلى سنگين است. اگرچه شما بحمداللَّه آمادهايد، اما بايد روزبهروز خودتان را بيشتر آماده كنيد. مردم - همانطور كه گزارش كرديد - روح و جسم خودشان را در اختيار گذاشتهاند؛ لذا مسؤوليت خيلى سنگين است. دشمن هم خشن و وحشى است؛ بايد با رعايت همهى جوانب حركت كرد. اولاً بايستى جهاد را اصل دانست؛ ثانياً بايد حزم و احتياط را در اين كار به كار گرفت؛ ثالثاً بايستى با صحنهى پيچيدهى لبنان هوشمندانه برخورد كرد. در جهاد، مردم اصلند؛ هرچه ممكن است، بايستى اعتماد آنها جلب بشود. افزايش كمى و كيفى كه بحمداللَّه در برنامهى شما هست، صددرصد مورد تأييد ماست.
مهمترين مساله اين است كه به خدا توكل كنيد؛توسلاتتان را بيشتر كنيد..
به اعتقاد من بايستى مهمترين امر در ذهنتان اين باشد كه به خدا توكل كنيد و حقيقتاً - به معناى واقعى كلمه - از او كمك بخواهيد و از او استغاثه كنيد.
اشخاصِ ما عجزهيى بيش نيستيم؛ اين عجز را بايستى به قدرت بىنهايت پروردگار وصل كنيم، تا بكلى آسيبناپذير شويم. من طهارت و صفاى شما را مىدانم؛ اما روزبهروز بايد اين بيشتر بشود. توسلات و توجهاتتان را به پروردگار بيشتر كنيد. نوافل - مخصوصاً نافلهى شب - وسيلهى مهمى است. شما ببينيد كه خداوند متعال در سورهى مزمل با پيامبر خودش چگونه حرف مىزند. بعد از آنكه او را به برخاستن در شب و تضرع در نيمهى شب امر مىكند، مىفرمايد: «انّا سنلقى عليك قولا ثقيلا»
البته قيام او با قيام امثال ما فرق مىكند؛ طبعاً آن ثقلى كه بر دوش آن بزرگوار بود، با ثقلهايى كه بر دوش لاغر و ضعيف ما هست، فرق مىكند؛ به همان نسبت، خود ما هم كوچك و ضعيفيم و همان تمرين براى ما هم لازم است..(۱)
(1)در ديدار با اعضاى كادر مركزى جنبش انقلابى حزباللَّه لبنان، ۱۲ اسفند ۱۳۷۰
رسالت آنها رسالت كسي است كه سنگ ميزند و شيشه مي شكند!
ما چند روز قبل از اين، با شوراى مديريت حوزه علميه قم جلسه داشتيم. به همان آقايان هم عرض كردم كه ماها قدرى كم كار مي كنيم. ممكن است قدر مطلق كار ما، از قدر مطلق كار مخالفان ما بيشتر هم باشد - من اين را رد نمي كنم - اما قدر نسبى كار ما، از قدر نسبى كار آنها خيلى كمتر است؛ زيرا كه ما چنين رسالت عظيمى به عهده داريم، اما آنها رسالتشان كمتر از اين است. رسالت آنها رسالت كسى است كه وارد ساختمانى مىشود، سنگ مىزند تا شيشهها را بشكند! آيا اين با رسالت ما قابل مقايسه است؟ اصلاً قابل مقايسه نيست. حالا اگر شما بخواهيد با اين كار مقابله كنيد، با اين رسالت عظيمى كه هست، به نظر من خيلى بايد تلاش بكنيد و خيلى بايد مطلب بنويسيد.
آقايان آمده بودند شكايت مي كردند كه براى خواجوى كرمانى سالگرد گرفته مىشود و مبلغى هزينه مىگردد، اما مثلاً براى شيخ مفيد سالگرد گرفته نمىشود. اين حرف درستى هم هست؛ يعنى شخصيت شيخ مفيد، با شخصيت خواجوى كرمانى قابل مقايسه نيست. اگر شيخ مفيد را محاسبهاش كنيد و اندازهاش مثلاً 100 باشد، خواجوى كرمانى 5ر8 است؛ نه از اين جهت كه شيخ مفيد يك فرد دينى است و خواجوى كرمانى يك نفر غيردينى؛ نه، اصلاً فىنفسه و در همان شأن خودش، شيخ مفيد برجسته است. اين اشكال، اشكال درستى است؛
كدامتان دويده ايد؟!
اما به آن آقايان گفتم كه به نظر شما اين اشكال بر چه كسى وارد است؟ شما خيال مي كنيد كه دولت جمهورى اسلامى نشسته سالگرد خواجو را تصويب كرده است؟ نه، آدم باهمتى در كرمان، چون همشهرى خواجو بوده، به نظرش رسيده كه چهطور است يك سالگرد براى خواجو بگيريم؛ بعد دوندگى كرده، اين را ديده، آن را ديده، پولى جمع كرده، زحمتى كشيده، و اين مراسم سالگرد درست شده است. شما كه در حوزه قم نشستهايد و شيخ مفيد را مىشناسيد، كدامتان دويدهايد، سراغ اين و سراغ آن رفتهايد، ولى براى شيخ مفيد سمينار گرفته نشد، كه حالا اعتراض مي كنيد؟! آقايان ساكت شدند!
همت نيست!
بعد من گفتم كه هزار نفر هستند؛ شما از شيخ مفيد بگيريد و همينطور جلو بياييد. بزرگان، علما، با رتبههاى عظيم، از لحاظ علمى، از لحاظ ادبى، از لحاظ جايگاهشان در بناى عظيم معارف اسلامى - مثل خواجه نصير، ابنادريس و ديگران - هستند، اما همت نيست! به نظر من، اين بىهمتى در خيلى جاها هست.
در ديدار اعضاى مجمع نويسندگان مسلمان ، ۲۸ آبان ۱۳۷۰
