تبليغاتX
روايت دلواپسي

بسم الله

احساس مسئولیت،ایمان،بصیرت
اما آن که من مي‏توانم به شما جوانان سفارش کنم، اين است که جوان اوّلاً بايد احساس مسؤوليت کند؛ يعني واقعاً خودش را مسؤول بداند و بخواهد که زندگي را با پاي خودش پيش ببرد و حرکت کند و مثل پر کاهي در امواج حوادث نباشد. ثانياً با ايمان حرکت کند - ايمان نقش بسيار مهمّي در پيشرفت در همه ميدانها و نيز پيروزي بر همه موانع دارد - ثالثاً بصيرت و آگاهي داشته باشد...

احساس مسئوليت:رها كردن حالت «وِلِش»!
آن احساس مسؤوليتي که من مي‏گويم، در مقابل حالت «وِلِش» قرار دارد. بعضي از جوانان هستند که اگر گفته شود اين کار را بکن، مي‏گويد وِلِش! مثلاً امتحانات درسي يا قضيه ديگري در پيش است، مي‏گويد وِلِش! اين «وِلِش» بدترين بلا براي جوانان است. احساس مسؤوليت، يعني رها کردن اين حالت «وِلِش».
ايمان هم يعني اين که انسان واقعاً مؤمنانه وارد ميدان شود. سعي کنيد ايمانتان را قوي کنيد. الحمدلله همه شما دلهايتان پاک و صاف است و ايمانها در دلهايتان مي‏درخشد - انسان مي‏تواند اين را حس کند - در عين حال بکوشيد آن را عميق کنيد، تا با هر حادثه‏اي متزلزل نشود. با مطالعات خوب، با استفاده از انسانهاي والا و استادهاي خوب، آن را تقويت کنيد.

هر ضربه‏اي که خورديم، از ضعف قدرت تحليل بود
در خودتان بصيرت ايجاد کنيد. قدرت تحليل در خودتان ايجاد کنيد؛ قدرتي که بتوانيد از واقعيتهاي جامعه يک جمعبندي ذهني براي خودتان به‏وجود آوريد و چيزي را بشناسيد. اين قدرت تحليل خيلي مهمّ است. هر ضربه‏اي که در طول تاريخ ما مسلمانان خورديم، از ضعف قدرت تحليل بود. در صدر اسلام هم ضرباتي که خورديم، همين‏طور بوده که حالا اينها بحثهاي تفسيري زيادي دارد. در دوره‏هاي گوناگون ديگر هم همين‏طور است. نگذاريد که دشمن از بي‏بصيرتي و ناآگاهي ما استفاده کند و واقعيتي را واژگونه در چشممان جلوه دهد.(۱)

(۱)جلسه پرسش و پاسخ با جوانان،۱۳بهمن ۷۷

نوشته شده توسط مربي در ساعت  | لینک  | 

من يك وقت در چند سال قبل از اين،حرفي زدم كه بعضي ها هم جنجال كردند.گفتم كه رياست دانشگاه ها بايد رياست علمي باشد-الان هم اعتقادم همين است- يعني آن كسي كه در راس دانشگاه هاست، بايد از لحاظ علمي هم طوري باشد كه كساني كه آنجا هستنداين فرد را به عنوان رئيس قبول داشته باشند،اما علم با عمل، علم با اعتقاد.

طوري نباشد كه آدم بي اعتقادي را كه مي خواهد سر به تن اين نطام نباشد،اصلا اعتقادي به اسلام ندارد يا اسلام را مسخره مي كند يا حزب اللهي ها را مسخره مي كند يا دانشجوي مومن را مسخره مي كند،اين شخص در راس كارها بيايد.نه، دستش را بگيريد كنار بگذاريد...(۱)

(۱)ديدار با وزيربهداشت و روساي دانشگاههاي علوم پزشكي كشور

نوشته شده توسط ميرهادي در ساعت  | لینک  | 

استاد بايد سياست زده نباشد..
استاد بايد از جريانات جهان آگاه باشد. استاد ما در محيط کلاس، به‏خاطر اثرگذاري‏اش بايد اين چيزها را بداند.
استاد بايد سياست‏زده نباشد؛ نه اين‏که سياست نفهمد. فقره‏ي قبلي که عرض کرديم، لازمه‏اش دانستن سياست است؛ اما سياست دانستن و سياسي بودن، غير از سياست‏زده بودن و سياسي‏کار بودن است. سياسي‏کاري بد است. بايد بفهمند چه‏کار دارند مي‏کنند؛ اما اين‏که مرتب همه‏ي کارهايشان بر محور يک انگيزه‏ي سياسي باشد، بسيار بد است؛ بخصوص وقتي که انگيزه‏هاي سياسي جنبه‏هاي جناحي و شخصي و حزبي پيدا مي‏کند، که اين ديگر بد اندر بد مي‏شود!

استاد بايد براي دانشجو وقت بگذارد..
استاد بايد براي دانشجو وقت بگذارد. البته اين موضوع مقداري به مسأله‏ي معيشت استادان ارتباط پيدا مي‏کند؛ اين را بنده در جريان هستم و مي‏دانم. کاري کنيد که استاد بتواند وقت بگذارد و مجبور نباشد در چند جا کار کند. الان اگر از يک استاد بپرسيد روزي چند ساعت درس مي‏دهيد، مثلاً مي‏گويد هشت ساعت! چطور مي‏شود يک استاد هفت ساعت، هشت ساعت درس بدهد؟! کي مطالعه کند، کي فکر کند، کي خودش را با ماشين به محل تدريس برساند؟! اين کارها مشکلات فراواني دارد. يک‏مقدار بايد اينها را از دغدغه‏ي معيشت راحت کرد تا خيلي نخواهند اين‏طرف و آن‏طرف بدوند.(۱)

بسيارى از معلمين ارزش خودشان را بالاتر از اين حرفها مى‌دانند...
درباره‌ى حقوق معنوى معلمين، درباره‌ى ارزش معلمين، درباره‌ى حقوق مادى معلمين، درباره‌ى اين‌كه بايد براى اين قشر تلاش كرد، فكرى كرد، كمكى كرد و خاطرشان را از امور زندگى آسوده كرد تا بتوانند به فرزندان مردم برسند. اينها حرفهايى است كه زياد گفته شده است. كار هم تا حدود زيادى انجام گرفته است و مسؤولين، باز هم مشغولند و كار مى‌كنند. اميدواريم ان‌شاءاللَّه به روزى برسيم كه قشر معلم، ديگر غم و تشويش زندگى مادى نداشته باشد و بتواند به كار تعليم و تربيت بپردازد.
لكن به نظر من، قضيه از اين بالاتر است.
مسأله در اين حد منحصر نمى‌ماند كه ما به معلم احترام بگذاريم يا زندگى او را تأمين كنيم. قضيه اين نيست. بسيارى از معلمين ارزش خودشان را بالاتر از اين حرفها مى‌دانند و حق هم با آنهاست.
ارزش معلم، به جهت نشان دادن ارزش علم است. اگر همه‌ى آفرينش به معلم درود مى‌فرستند، براى اين است كه معلم، علم را در اختيار متعلم مى‌گذارد...

حرمت معلم
مترتب بر اين، حرمت معلم در محيط درسى، رابطه‌ى دانش‌آموز با معلم و حرمت معلم در محيط اجتماعى و تكريم مردم نسبت به معلم است. وقتى در جايى عده‌اى حضور دارند و كسى مى‌گويد: «فلان شخص معلم است»، آن گروه بايد به آن معلم احترام كنند و نسبت به شأنش احساس تعظيم و تجليل داشته باشند.(۲)

(۱) ديدار با وزير علوم و رؤساى دانشگاه ها،۱۷ دي ۸۳
 (۲) ديدار با كارگران و معلمان، ۹ ارديبهشت ۷۱

نوشته شده توسط ميرهادي در ساعت  | لینک  | 

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده توسط ميرهادي در ساعت  | لینک  | 

به بهانه طرح افزایش امنیت اجتماعی که این روز ها نقل هر محفلی است! :

ببینید در مقابل حجاب چه حساسیتی نشان می دهند!
...اسلام به خانواده اهميت مي‏دهد. تمام دعواي امروزِ بلندگوها و بوقهاي تبليغاتي غربي با مسلمين هم بر سرِ همين است. شما ببينيد که در مقابل «حجاب» چه حساسيتي نشان مي‏دهند! اين حجاب اگر در جمهوري اسلامي باشد، آن را زشت مي‏شمارند. اگر در دانشگاههاي کشورهاي عربي باشد، که دختران جوانِ دانشجو، با معرفت و آگاهي و با ميل و اختيار خود به‏حجاب روي آورده‏اند، حسّاسيت نشان مي‏دهند. اگر در بين احزاب سياسي باشد، حسّاسيت نشان مي‏دهند. اگر در مدارس و حتّي دبستانهاي کشورهاي خودشان هم باشد - با اين‏که زيردست خودشان است - حسّاسيت نشان مي‏دهند. پس، نقطه دعوا در اين‏جاست. البته در تبليغاتشان، دائم فرياد مي‏زنند که حقّ زن در اسلام يا در جمهوري اسلامي، پايمال شده است. خودشان هم به اين قضيه اعتقادي ندارند و مي‏دانند که حقّ زن در جمهوري اسلامي تضعيف نشده ، بلکه تقويت شده است.

البته ما هیچ وقت نگفتیم حتما چادر باشد ولی..
...اما اين‏جا، آن مرز بين زن و مرد وجود دارد. معناي آن مرز هم اين نيست که زنان و مردان در يک محيط تحصيل نکنند، در يک محيط عبادت نکنند، در يک محيط کار نکنند و در يک محيط خريد و فروش نکنند - که اين قبيل موارد، فراوان است - بلکه معنايش اين است که حدّ و حدودي در اخلاق معاشرتي خودشان قائل باشند. و اين کار بسيار خوبي است.

زن در اين‏جا حجاب خودش را حفظ مي‏کند. مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هيچ وقت نگفتيم که «حتماً چادر باشد، و غيرچادر نباشد.» گفتيم که «چادر بهتر از حجابهاي ديگر است.» ولي زنان ما مي‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملي ماست. چادر، پيش از آن‏که يک حجاب اسلامي باشد، يک حجاب ايراني است. مال مردم ما و لباس ملي ماست.(۱)

مطالب مرتبط: تقلید فرهتگی،مد و تنوع..

 (۱)در ديدار گروهى از خواهران پرستار، به مناسبت ولادت حضرت زينب(س) ۲۰ مهر ۷۳

نوشته شده توسط ميرهادي در ساعت  | لینک  |